نویسنده : H. Felix Kloman
ترجمه : لیلا سوینی نژاد
حجت کافی
**- این نوشتار به بررسی تاریخچه مدیریت ریسک از سال 1900 تا 1996 می پردازد-**
من به عنوان یک بچه مجذوب بازی شده بودم. در صفحهای که پر از نقاط شمارهگذاری شده بود و پس از ارتباط دادن آنها به هم تصویری بدست میآمد. آن یک معجزه کوچک بود. در سالهای پایانی این هزاره (که قطعا ما یک سال دیگر از آن داریم که برای برنامهریزی برای چگونگی برگزاری جشن نیست)، من با توصیف و ارتباط دادن برخی از مراحل مهم مدیریت، تصویری از نظم مدیریت در موارد خطیر تهیه کرده ام. البته آن یک لیست شخصی است. من مطمئن هستم که خوانندگان میتوانند وقایع و تاریخ های مهم دیگری به آن بیفزایند اما من امیدوارم که ارتباط دادن آنها به هم، فهم و درک بهتری از این نظم به ما بدهد.
قرن بیستم با وجد و نشاطی از ثروت جدید، صلح نسبی و صنعتی شدن و فقط برای فرودآمدن در هرج و مرج های حاصل از جنگهای جهانی و منطقهای بود. اینها و دیگر فاجعهها تصورات ما را در مورد اصلاح پذیری جامعه درهم ریخت و باعث شد که ما کمتر ایده آلیست و بیشتر قدردان تداوم عدم اطمینان از آینده خودمان باشیم. نظریهها و عقاید باعث ایجاد تغییراتی در این قرن شد. استفان راجرفیلد به طرز قانع کنندهای در یادداشت ویراستار در فصلنامه ویلسون در پاییز 99 نتیجه گیری کرده که: جدا از تراژدی تقریبا تصادفی (اتفاقی) جنگ جهانی اول، مخالفت های قرن خونین ما بوسیله عطش زمین یا ثروت یا سایر منابع سنتی، آرزوها و خواسته های ملی، بوجود نیامده است بلکه بوسیله عقاید و نظرها درمورد ارزش آزادی، شأن و مقام فردی، سازماندهی مناسب جامعه و نهایتا امکان کامل شدن بشر پدید آمده است.
مدیریت در موارد خطیر یکی از آن نظریات است. حس حاصل از یک برخورد منطقی، پیوسته و منظم به نااطمینانیهای آینده به ما اجازه میدهد که با آنها محتاطانه و خلاصه ؛ در عین حال با اجتناب از اتلاف غیر ضروری منابع، زندگی کنیم. و آن فراسوی ایمان و خوشبختی یعنی ستونهای 2 گانه مدیریت آینده قبل از آغاز یادگیری چگونگیاندازهگیری احتمال است. همان طور که پیتر برنستین میگوید: اگر همه چیز مربوط به موفقیت و خوشبختی باشد، مدیریت در موارد خطیر یک عمل بی معنا خواهد بود.خواستن موفقیت و خوشبختی از دل و جان ، مفهوم حقیقت را مبهم و نامعلوم میسازد. زیرا باعث جدا شدن یک علت از سب آن میشود.
اگر مدیریت در موارد خطیر توسعه و بسط ماهیت بشر است، ما میتوانیم به گونهای قابل اثبات بسیاری از وقایع برجسته سیاسی، اقتصادی، نظامی، علمی و تکنولوژیکی 100 سال گذشته را به عنوان عوامل بحرانی طبقه بندی و فهرست بندی کنیم.
جنگهای عمده از روسیه و ژاپن، جنگهای جهانی اول و دوم، جنگ کره تا برخوردهای منطقهای که به دنبال آنها بودند تا ظهور اتومبیل ، تلویزیون، کامپیوتر، افسردگیهای بزرگ، بمب اتمی و قدرت هسته ای، کاهش و افزایش اصول اشتراکی یا کمونیسم،ناکامی های حاصله و حرکت کلی محیط، پیشرفت مدیریت در موارد خطیر را تحت تأثیر قراردادهاست. فاجعه های عمده تأثیر مستقیم تری بر این نوع از مدیریت داشتهاند؛ برای ذکر آشکارترین آنها میتوان از تایتانیک، خلیج مینیماتا، سوسو، چرنوبیل، جزیره تریمایل، چلنجر، پیپرآلفا و... نام برد. زمین لرزه ها، طوفانها و گردبادها به تخریب مناطق پرجمعیت ادامه دادند و سختی و تکرر در حال افزایش آنها باعث ایجاد مطالعات جدید درمورد علتها، اثرات و پیش بینی آنها و به عبارت دیگر بر تمام بخشهای تکاملی مدیریت در موارد خطیر شد.
با این حال مهمترین مراحل که حداقل به نظر من شخصیترند؛ نظرات، کتابها و کارهای جدیدی افرادی است که این نظم را تحت تأثیر قرار دادهاند. فهرستی که من تهیه کردهام به شرح زیر است:
نظرات (۱)
سلام آقای کافی
خسته نباشید.همکلاسی قدیمی رابه یاد میارید. امیدوارم همیشه موفق باشید.
سال نو مبارک.
ارسال شده توسط الهه شبانی نایینی | ۲۱ اسفند ۱۳۸۶ ۹:۴۳ بֽظֽ
ارسال شده در ۲۱ اسفند ۱۳۸۶ ۲۱:۴۳